مسيح ذبيحى

203

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

و الانس الامام الغريب المهموم الشهيد المغموم المسموم بدر النجوم شمس الشموس انيس النفوس المدفون بارض طوس . و توليت وقف مذكور را واقف مشاراليه بر نفس خود مفوض گردانيد مادام حياته و بعد بر اصلح واكفى واتقى و اكبر اولاد ذكور او باشد و بعد از آن به اولاد اولاد ذكور منقرض او و هكذا . و چون از اولاد ذكور و اولاد اولاد ذكور او العياذ بالله كسى نماند و منقرض شوند ، توليت از آن صلح واتقى اولاد اناث او باشد ما تعاقبوا و تناسلوا و چون اولاد اناث و اولاد اولاد اناث هكذا منقرض شوند توليت متعلق باشد به متولى آستان ملايك پاسبان . / 268 / و در متن عقد وقف شرط نمود واقف مزبور كه متولى مذكور بعد از وضع مؤونات زراعت و خراج سلطانيه و حقوق ديوانيه عشر حاصل مؤنات را به حق التوليه فراگيرد در وجه معيشت خود صرف نمايد و تتمهء حاصل را ميانه موقوف عليهم رودخانه قريهء مذكوره كه از جملهء حقابهء عزالدين بناست كه مشهور است . و ايضا تمامى مجراى يك حجر آب از رودخانهء مذكوره كه مشهور است . و ايضا تمامى مجراى يك حجر آب از رودخانهء مذكوره كه مشهور است به مجراى چهار باغ كه تمامى موقوفه مذكور ممرنه حجر آب كامل است از رودخانه كه واقع است در خارج درب بسطام بلدهء مذكور . و مراد آب مذكور بر هيجده حجر و يك دانگ حجر آب است كه قسمت مىشود به عرف و اصطلاح اهالى آنجا با جميع توابع و لواحق و مضافات و منسوبات از حريم و غيره من المنبع الى المصب كه مياه آن ممرات مشروب و منتفع مشاراليهم در بلده مزبوره باشد و حوالى آن وقفا صحيحا شرعيا صريحا نافذا لازما مخلدا مؤبدا الى ان يرث اللّه الارض و من عليها و هو خير الوارثين . و شرط كرد حضرت واقف مشاراليه تقبل اللّه منه كه چون اين مياه موقوفه مذكوره جارى گردد در بلده مذكوره و حوالى آن به خانه‌ها و حوضها و حمام برند و به يكديگر تعدى ننمايند و به هر موضوع كه در آيد چون محفوظ گردند فىالحال به موضع ديگر گذارند و در محل تنگى آب بر زياده از ضرورت شرب و صرف نكنند و سعى بليغ نمايند